غرق میشی؟ نکاتی برای مادران شلوغ

برای همه شما والدینی که خارج از خانه هستید و احساس می کنید در همه کارهایی که باید انجام دهید غرق شده اید ، فقط سعی می کنید بفهمید چه کاری را باید اولویت بندی کنید ، باید انجام دهید و باید انجام دهید. در اینجا چند توصیه عملی والدین آورده شده است! ما تمرین کردیم نکاتی برای مادران شلوغ ! اولویت بندی در یک زندگی شلوغ

نکاتی برای مادران شلوغ

تا به حال احساس کرده اید که به عنوان یک مادر غرق می شوید؟ انجام میدهم!

کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام شود ، خیلی چیزها من هستم باید انجام دهید ، و بسیاری از مردم که به من وابسته هستند. ولی من نمی توانم همه کارها را انجام دهم . من فقط احساس می کنم این تصویر است.

مثل اینکه غرق می شوم

بنابراین اخیراً با یک فنجان قهوه و افکارم نشستم و سعی کردم راه حلی پیدا کنم. بخاطر داشته باشیم ، وقتی احساس می کنم دارم غرق می شوم در بهترین حالت نیستم . من به هیچ یک از موارد خود توجه نمی کنم. من همسر ، مادر ، دختر ، دوست و معلمی نیستم که می خواهم باشم.

نکات پرمشغله مادر

این چیزی است که من به آن رسیده ام. امیدوارم این بتواند امید ، شفافیت و ایده هایی را برای همه شما مادران خارج از کشور که مانند من هستید ، ارائه دهد غرق شدن .

شماره 1 - من نمی توانم همه کارها را انجام دهم

من می دانم که این خیلی 'رایانه' نیست که بگویم. منظورم این است که آیا ما زنان تصور نمی کنیم فوق العاده مادر هستیم؟ آیا تصور نمی کنیم که بتوانیم همه کارها را انجام دهیم؟

احساس می کنم رسانه ها به زنان می گویند ما هستیم فرض کنید داشتن مشاغل قدرت ، پرورش مادر ، معاشرت با دوست دختر ، داشتن خانه ای خارج از خانه و خانه زیبا و ظاهری زیبا و زیبا از آخرین مد روز.

خوب من می خواهم با شما صادق باشم نمی توانید منظورم این است که شما می توانید همه کارها را 'انجام' دهید ( یعنی زنان توانایی این را دارند که همه چیزها باشند ) ، اما شما نمی توانید همه آنها را همزمان در زندگی خود انجام دهید. ما باید اولویت های خود را انتخاب و انتخاب کنیم و سپس با این واقعیت که باید دیگران را رها کنیم یا در پس زمینه محو شوند ، به صلح برسیم.

شماره 2 - من نمی خواهم همه کارها را انجام دهم!

من می توانم سعی کنم همه کارها را انجام دهم و مانند مرغی که سرم را بریده ام بدوم ، اما راستش من نمی خواهم. هر چه پیرتر می شوم ، بیشتر می فهمم که زمان با ارزش است.

من پول ، لباس ، هیکل بهتر یا یک خانه مناسب برای تصویر نمی خواهم - من وقت بیشتری می خواهم! من می خواهم با کسانی که دوست دارم سرعت آنها را کم کنم و از لحظه لحظه لذت ببرم. می خواهم خاطره بسازم. و من می خواهم آنچه را که برای من شادی آور است انجام دهم.

پس چرا من هستم به هدر رفتن وقت خیلی چیزهایی را که من انجام نمی دهم واقعاً می خواهید برای انجام؟

شماره 3 - اولویت بندی ها

اولویت های همه ممکن است کمی متفاوت به نظر برسد ، و اشکالی ندارد. خداوند هر یک از ما را خاص و منحصر به فرد ساخته است. او ما را به گونه دیگری سیم کشی می کرد تا اهداف مختلفی را دنبال کنیم.

اما با چگونگی اتصال خدا به من و واقعیتهای زندگی من ( یعنی لازم نیست نان آور خانه باشم) ، در اینجا 5 اولویت اصلی من به ترتیب از مهمترین به پایین آورده شده است:

  1. وقت با خدا - غالباً این حالت به مضراب سوخته می شود. من می دانم وقتی من آماده 'جا دادن او' باشم ، خدا همیشه آنجا خواهد بود. من می دانم که این یک روش غم انگیز است که به مهمترین فرد زندگی ام فکر می کنم ، اما اگر صادق باشم الگوی من است. مطمئناً من کتاب مقدس را برای بچه هایم خوانده ام ، یکشنبه مدرسه را آموزش می دهم ، به کلیسا می روم ، قبل از غذا دعا می کنم ، بچه هایم را به دردسر می اندازم در اوقات سخت و به بچه هایم کمک می کنم کتاب مقدس را حفظ کنند - اما اوقات شخصی من با خدا بالاترین اولویت من نیست. اگر با شوهرم همانند رفتارهای ناخوشایند و پروردگار و ناجی با شوهرم رفتار کنم ، ازدواج من مشکل خواهد داشت. من قسم می خورم که این اولویت شماره 1 خودم باشم!
  2. دوست داشتن شوهرم - شوهر من بهترین دوست من است. می دانم که همیشه می توانم روی او حساب کنم. شاید به همین دلیل است که من او را مسلم می دانم. من قول داده ام كه ​​او را در بيماري و سلامت براي تمام روزهاي زندگي دوست داشته باشم ، احترام بگذارم و احترام بگذارم. من باید عمداً او را دوست داشته باشم ، به او خدمت کنم و به او نشان دهم که هر روز برایم مهم است.
  3. دوست داشتن بچه هام - از آنجا که بچه ها هستند دیوانه به نظر می رسد همیشه زیر پا اما گاهی اوقات در تجارت و انجام کارها می توانم فراموش کنم که فقط به آنها عشق بورزم. وقت من با این گنجینه های گرانبها زندگی در خانه ام کوتاه است. آنها به یاد نخواهند آورد که آیا همه ظرف ها تمام شده اند یا می توانند همه کلمات خود را درست هجی کنند زمان مناسب . آنها به یاد می آورند که چقدر من آنها را دوست داشتم ، برای آنها ارزش قائل شدم و برای آنها وقت گذاشتم. من باید هر روز به طور جداگانه وقت بگذارم و هر كدام از فرزندانم به آنها بگویم كه آنها را دوست دارم ، به آنها نشان دهم كه آنها را دوست دارم و كاری با آنها انجام دهم.
  4. اولویت بندی دیگران - من می دانم که این به نظر کلی می رسد ، اما برای من باید باشد. من باید اطمینان حاصل کنم که من در یک حباب زندگی نمی کنم. من ممکن است مبلغ نباشم یا موهبت بشارت را نداشته باشم ، اما این امتیاز و مسئولیت را دارم که نوری برای کسانی باشم که خداوند در زندگی من قرار داده است. از نظر من این به معنای استفاده از هدایای من در کلیسای محلی ما است ، وقت گذاشتن برای کمی شادی با کسانی که در طول روز با آنها روبرو می شوم ، سرمایه گذاری در روابط با همسایگان و همیشه تمایل به نوعی دوستی هستم که می توانید روی آن حساب کنید.
  5. مراقبت از بدن من - حالا من را در این مورد بشنو. من در مورد داشتن شکم از استیل یا رفتن به گونگ هو و فقط خوردن توفو صحبت نمی کنم. من در مورد بهتر بودن در مورد خوردن غذای مغذی که بدن من را تغذیه می کند صحبت می کنم. ورزش را بخشی از زندگی خود کنیم. نه به خاطر ظاهر من اما از آنجا که می خواهم از سلامتی کافی برای مراقبت از خانواده ام برخوردار باشم ، می خواهم سرشار از زندگی باشم تا بر سر اطرافیانم بریزم و می خواهم الگوی خوبی برای بچه هایم باشم.

وجود دارد فراوانی کارهای دیگری که من از انجام آنها لذت می برم و احساس می کنم مهم هستند. من از وبلاگ نویسی ، تعطیلات خانوادگی ، عکس گرفتن ، تماشای تلویزیون ، گذران وقت در بیرون ، باغبانی ، بازی های رومیزی و موارد دیگر لذت می برم. اما اگر مجبور شوم آن را به اولویتهای اصلی خود برسانم ، آنها فقط آنرا قطع نمی کنند. آنها مرا خوشحال می کنند ، می توانند وسیله ای برای رسیدن به هدف باشند مانند شغلی که نیازهای مالی ما را تأمین می کند و فعالیت ها می توانند فرصتی برای ارتباط با بچه ها یا شوهرم فراهم کنند. اما به خودی خود مهمترین نیستند.

وقتی آخرین روز من فرا رسد سعی نمی کنم آنها را تحت فشار قرار دهم. آنها اهمیتی نخواهند داشت.

تنها چیزی که برای من اهمیت دارد خدا ، شوهرم ، بچه هایم ، مردم و سلامتی کافی برای لذت بردن از همه اینها است.


طلا هستم

بنابراین برای من این به معنای نه گفتن ، محدود کردن تعهداتمان ، مشکلی نیست که همه آن را با هم نداریم و شاید (نفس راحتی) تأخیر در بعضی موارد را داشته باشم.

شما را به چالش می کشم.

به آنچه واقعاً مهم است فکر کنید. سپس لیستی از 5 نکته مهم زندگی خود را در یک کارت یادداشت بنویسید. هر روز به لیست خود نگاهی بیندازید و اجازه ندهید یک روز با اختصاص وقت برای آنچه واقعاً مهم است سپری شود!